عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

299

كشف الحقايق ( فارسى )

صفحه ( 156 ) - شيخ عبد الله انصارى - يعنى صوفى و شاعر رباعىسراى مشهور و بزرگوار شيخ الاسلام ابو اسماعيل عبد الله بن محمد بن على بن احمد انصارى هروى معروف به خواجه عبد الله انصارى و ملقب به « پير هرات » و « پير انصار » متولد جمعه دوم شعبان سال سيصد و نود و شش هجرى و متوفى در بيست و دوم ذىحجه سال چهارصد و هشتاد و يك در هرات و مدفون در هرات . نسبت او به « ابى ايوب انصارى » صحابى جليل القدر مىرسد و به همين مناسبت به انصارى اشتهار يافته است . صفحه ( 156 ) - شيخ شهاب الدين سهروردى - يعنى شيخ الاسلام ابو حفص شهاب الدين عمر بن محمد بن عبد الله بن محمد عمويه سهروردى متولد به سال ( 539 ) در سهرورد زنجان و متوفى و مدفون در ( 632 ) در بغداد . مؤلف كتاب معروف ( عوارف - المعارف ) در اصول و آداب و مصطلحات تصوف . در تصوف شاگرد عمويش شيخ ابى النجيب سهروردى بود و پس از او خود سالها شيخ الشيوخ صوفيه در بغداد مىبود و مجلس وعظ و تذكير داشت اندكى پيش از حمله مغول بعنوان سفارت و وساطت خليفه الناصر لدين الله عباسى نزد سلطان محمد خوارزمشاه آمد ( سال 614 ) و سپس ببغداد بازگشت ( رجوع فرمايند : سيرة جلال الدين نسوى ص 50 - 52 و النجوم الزاهرة ابن تغرى بردى ج 6 ص 219 - 220 ) . و همين شهاب الدين است كه شيخ اجل سعدى از او ياد مىكند كه : مرا شيخ داناى مرشد شهاب * دو اندرز فرمود بر روى آب يكى آنكه در جمع بدبين مباش * دگر آنكه در نفس خودبين مباش و واضح است كه صاحب ترجمه كه از مشايخ متصوفه است غير از شهاب - الدين ابو الفتح يحيى بن حبش بن اميرك معروف به « شيخ اشراق » حكيم و فيلسوف بزرگ اشراقى و مؤلف ( حكمة الاشراق ) و ( تلويحات ) و ( هياكل النور ) است كه در تاريخ روز جمعه سلخ ذىحجة سال ( 578 ) بامر ملك الظاهر ايوبى در زندان شهر حلب بقتل رسيد . صفحه ( 163 ) - جهان را بلندى و پستى توئى * ندانم چهء هرچه هستى توئى مشهور چنينست كه اين بيت از « فردوسى » است و داستان شيخ ابو القاسم كرّگانى و خواب ديدن او فردوسى را و گفتار فردوسى به او در عالم خواب كه « خداى تعالى فرمود كه اگر مردود كرّگانى گشتى مقبول منى بدين بيت كه در توحيد گفتى كه : جهان را بلندى و پستى . . . الخ « سخت مشهور است اما آقاى سعيد نفسى در تعليقات خود بر « لباب الالباب » اظهارنظر فرموده‌اند كه اين بيت صورت محرفى از بيت حكيم نظامى گنجوى : پناه بلندى و پستى توئى * همه نيستند آنچه هستى توئى